اشک آسمون
خدا كند كه بيايد مسافري كه نيامد و كوچه كوچه بنازم به عابري كه نيامد دوباره مثل گذشته تمام فصل ها را غزل غزل بنويسم به شاعري كه نيامد هميشه غربت اينجا فقط نصيب دلم شد شريك غربت من كو مهاجري كه نيامد شكست بغض غرورم در انتظار عزيزي دعا كنيم كه بيايد مسافري كه نيامد * اللهم عجل لوليك الفرج* سلام اومدم که آپ کنم نمیدونم چییییی بنویسم یا چه عکسی بزارم اکثر اوقات آپی که میکنم بستگی به احساس وحال و هوای خودم داره الان یه خورده قاطی پاتیه حالو هوام خواستم آهنگ وبمو بنویسم دیدم چه فرقی میکنه خوب ملت همینو که گوش میدن چه کاریه بنویسم حالا شما آپ ایندفعه مو آهنگ وبم حساب کنید!!!!!!!!!!!!!(تعجب نداره که!!!!!) خییلی دوسش دارم آآآآهنگه رو نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟ منووو بگیر از این روزای در به در ازین روزا ازین شبای بی ثمر.... .... ....... ........... و امروز هم نیامدی ای امام خوب ما هم چنان منتظر آمدنت میمانیم *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* اللهم عجل لولیک الفرج با تو شعرام همگی رنگه بهاره با تو هیچ چیزی دلم کم نمیاره وقتی نیستی همه چیم تیره وتاره کاش ببخشی تو خطاهامو دوباره ای خدای مهربون دلم گرفته از این ابر نیمه جون دلم گرفته از زمین وآسمون دلم گرفته آخه اشکامو ببین دلم گرفته توخطاهامو نبین دلم گرفته تو ببخش فقط همین دلم گرفته توی لحظه های من شیرین ترینی واسه عشق و عاشقی تو بهترینی کاش همیشه محرم دلم تو باشی تو بزرگی اولین و آخرینی *************************** سلام دوستان نمازو روزه هاتون قبول باشه انشاالله -خدای خوبم تو این شبا و روزای عزیز خودت هوای مارو داشته باش- توی خلوت پر از هم همه هم که صدایی به صدا نمیرسه اگه میتونی منو دعا بکن منکه دستم به خدا نمیرسه آسمونا ارزونیه پرنده ها جای آسمونا یه قفس بده همه ی داروندارمو بگیر هرچی بودمو دوباره پس بده بازم هیچ راهی به مقصد نرسید من هزارو یه شبه معطلم تا ته جاده ی دنیا رفتمو بازم ا نگار سر جای اولم چرا دنیا با تموم وسعتش مر حمی برای زخم من نداشت پای هرچی که دویدم آخرش حسرت داشتنشو تو دلم گذاشت سر رو شونه های سنگ روزگار قده این فاصله هق هق میکنم دارم از ثانیه ها سیر میشم دارم از دوریه تو دق میکنم پشت خنده های مصنوعی من دل به این بغض گلو شکن بده روزگار سردمو فراق بزن دست مهربونتو به من بده گم شدم توی شبی که خودمم شبی که حتی یه فانوس نداره منو با خودت ببر به روشنی آخه هیشکی مثه تو منو دوس نداره هی لک زده دلم واسه یه هم زبون شیشه ی دل همه سنگ شده میدونی دلیل گریه هام چیه؟ آی خدا دلم واست تنگ شده گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چو تو بیایی ((اللهم عجل لولیک الفرج)) *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* قطاری به مقصد خدا قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ايستگاه دنيا توقف کرد و پيامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کيست که با ما سفر کند ؟ کيست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کيست که باور کند دنيا ايستگاهی است تنها برای گذشتن ؟ قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند . از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود . در هر ايستگاه که قطار می ايستاد ٬ کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زيرا سبکی قانون راه خداست . قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت :اينجا بهشت است . مسافران بهشتی پياده شوند . اما اينجا ايستگاه آخرين نيست . مسافرانی که پياده شدند ٬ بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند . آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : دورود بر شما ٬ راز من همين بود . آن که مرا می خواهد ٬ در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد . و آن هنگام که قطار به ايستگاه آخر رسيد ٬ ديگر نه قطاری بود و نه مسافری . جمعه روز سبز انتظار جمعه يعنى يك غزل دلواپسى***جمعه يعنى گريه هاى بى كسى جمعه يعنى روح سبز انتظار***جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراريهاى آب***جمعه يعنى انتظار آفتاب جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست***جمعه خود ندبه گر ديدار اوست جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند***از غم او بيدها مجنون شوند جمعه يعنى يك كوير بى قرار***از عطش سرخ و دلش در انتظار انتظار قطره اى باران عشق***تا فرو شويد غم هجران عشق جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل***هق هق بارانى چنگ غزل زخمه اى از جنس غم بر تار دل***تا فرو شويد غم هجران دل جمعه يعنى روح سبز انتظار***جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار بى قرار بى قراريهاى آب***جمعه يعنى انتظار آفتاب لحظه لحظه بوى ظهور مى آيد***عطر ناب گل حضور مى آيد سبز مردى از قبيله عشق***ساده و سبز و صبور مى آيد سلااام میلاد امام زمان (عج) مبااااارک به امید ظهورش (اللهم عجل لولیک الفرج) پیش از اینها فکر می کردم خدا خانه ای دارد کنار ابرها مثل قصر پادشاه قصه ها خشتی از الماس و خشتی از طلا پایه های برجش از عاج و بلور برسرتختی نشسته با غرور ماه،برق کوچکی از تاج او هر ستاره پولکی از تاج او اطلس پیراهن او آسمان نقش روی دامن او کهکشان رعد و برق شب طنین خنده اش سیل و طوفان نعره ی توفنده اش دکمه ی پیراهن او آفتاب برق تیر و خنجر او ماهتاب هیچکس از جای اوآگاه نیست هیچکس را در حضورش راه نیست پیش از اینها خاطرم دلگیر بود از خدا در ذهنم این تصویر بود آن خدا بی رحم بود و خشمگین خانه اش در آسمان دور از زمین بود، اما در میان ما نبود مهربان و ساده و زیبا نبود در دل او دوستی جایی نداشت مهربانی هیچ معنایی نداشت هرچه می پرسیدم ازخود از خدا از زمین از آسمان از ابرها زود می گفتند این کار خداست پرس و جو از کار او کاری خطاست هرچه می پرسی جوابش آتش است آب گر خوردی عذابش آتش است تا ببندی چشم کورت می کنند تا شدی نزدیک دورت می کنند کج گشودی دست سنگت می کند کج نهادی پا لنگت می کند تا خطا کردی عذابت می کند در میان آتش آبت می کند با همین قصه دلم مشغول بود خواب هایم خواب دیو و غول بود خواب میدیدم که غرق آتشم در دهان شعله های سرکشم در دهان اژدهایی خشمگین بر سرم باران گرز آتشین محو می شد نعره هایم بی صدا در طنین خنده ی خشم خدا نیت من در نماز و در دعا ترس بود و وحشت از خشم خدا هرچه می کردم همه از ترس بود مثل از بر کردن یک درس بود مثل تمرین حساب و هندسه مثل تنبیه مدیر مدرسه تلخ مثل خنده ای بی حوصله سخت مثل حل صدها مسئله مثل تکلیف ریاضی سخت بود مثل صرف فعل ماضی سخت بود تا یک شب دست در دست پدر راه افتادم به قصد یک سفر در میان راه در یک روستا خانه ای دیدم خوب و آشنا زود پرسیدم پدر اینجا کجاست گفت اینجا خانه ی خوب خداست گفت اینجا می شود یک لحظه ماند گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند با وضوئی دست و رویی تازه کرد با دل خود گفتگویی تازه کرد گفتمش پس آن خدای خشمگین خانه اش اینجاست؟اینجا در زمین؟ گفت آری خانه ی او بی ریاست فرش هایش از گلیم و بوریاست مهربان و ساده و بی کینه است مثل نوری در دل آیینه است عادت او نیست خشم و دشمنی نام او نور و نشانش روشنی خشم نامی از نشانی های اوست حالتی از مهربانی های اوست قهر او از آتشی شیرین تر است مثل قهر مهربان مادر است دوستی را دوست معنی می دهد قهر هم با دوست معنی می شود هیچکس با دشمن خود قهر نیست قهری او هم نشان دوستی ست تازه فهمیدم خدایم این خداست این خدای مهربان و آشناست دوستی از من به من نزدیک تر است از رگ گردن به من نزدیک تر است آن خدای پیش از این را باد برد نام او را هم دلم از یاد برد آن خدا مثل خیال و خواب بود چون حبابی نقش روی آب بود می توانم بعد از با این خدا دوست باشم، دوست پاک و بی ریا می توان با این خدا پرواز کرد سفره ی دل را برایش باز کرد می توان در باره ی گل حرف زد صاف و ساده مثل بلبل حرف زد چکه چکه مثل باران راز گفت با دو قطره صدا هزاران راز گفت می توان با او صمیمی حرف زد مثل یاران قدیمی حرف زد می توان تصنیفی از پرواز خواند با الفبای سکوت آواز خواند می توان مثل علف ها حرف زد با زبانی بی الفبا حرف زد می توان درباره ی هر چیز گفت می توان شعری خیال انگیز گفت مثل این شعر روان وآشنا پیش از اینها فکر میکردم خدا... (قیصر امین پور) آقا اجازه!!!!!!!!!! کاغذ..قلم..دو چشم ورم کرده...دل...سلام! آقا اجازه !!!!!!!...آمده ام باز پشت بام ها می کنم که گرم شود دستم از بخار من سردم است....می کشد آغوشم انتظار تصویر آسمان پر خش شد...نیامدی هشتاد و هشت بهانه سین ...بی حضور تو! هشتاد و هشت بهانه زمین...بی حضور تو! تا کی؟...الی متی؟...همه را پیر کرده ای!!! آقا اجازه!!!!!!!!فکر کنم دیر کرده ای!....... آخر چرا ؟؟؟؟....نگو دعایت نمی کنیم شبهای سرد جمعه صدایت نمی کنیم من هر قنوت نام تو را گریه می کنم شب در سکوت نام تو را گریه می کنم حتی اگر شکوفه کند بی تو باغمان/ عادت کند نبود تو را چشم آسمان حتی اگر نفس به تو بی اعتنا شود/ پروانه ها اگر که تو را یادشان رود آقا اجازه!!!!!!....ما دلمان تنگ میشود......... (اللهم عجل لولیک الفرج) گرفته بوی تو را خلوت خزانی من کجایی ای گل شب بوی بی نشانی من؟ چنین که بوی تنت در رواق ها جاری است چگونه گل نکند بغض جمکرانی من؟ عجب حکایت تلخی است نا امید شدن شما کجا و من و چادر شبانی من؟ به پای بوس تو آیینه دست چین کردم کجایی ای گل شب بوی بی نشانی من؟ (اللهم عجل لوليك الفرج) *-*-*-* سلام-وبالاخره بعد از مدتها انتظار خدا قسمت ما هم كرد كه بريم جمكران خداياااا ممنونم براي همه ي دوستاي خوب وبلاگيم دعا ميكنم از حضرت معصومه(س) و امام زمان (عج) سلامتي و خوشبختي همه رو ميخوام *-*-*-*-* خدا حافظ حلالم كنيد غریبانه منتظرت بودم و صبورانه سر بر بالین خیال تو ،در کوچه های غربت سر نهاده ام نمیایی !!؟ انتظار دارم که تو بیایی (اللهم عجل لولیک الفرج) مینویسم باران *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* سلام-بالاخره کنکورمم دادم ------------------------------------------------------------ وااااااای وبلاگم تولدت مبارک اصلا یادم نبود که ۱ ساله شدی ۲۹ خرداد تولدت بود چقققققدر سریع ۱سال گذشت البته به همراه سختی های درس و کنکور سلام به همه دوستای گلم خوبیین؟ منم خوبم این چند وقته که نبودم اینترنتم خراب شده بود و همممممچنیییین دارم واسه کنکور این چند ماه آخر درس میخونم ببخشید که سر نزدم به دوستای خوبم تو این مدت و شرمنده که برام امکانپذیر نیست امروز که آپ میکنم به وبلاگ دوستان سر بزنم بازم ممنونم از کسایی که اومدن و کامنت گذاشتن و معذرت میخوام که نمیتونم بهشون سر بزنم انشاالله سر فرصت... گل نرگس توبیا،دل ما تنگ آقا. روز جمعه که میشه دل ما پر میکشه... (اللهم عجل لولیک الفرج) سلااااااااااام سال نو مباااااااااارک سلام پیشاپیش سال نو مبارککک بعد از تحویل سال سعی میکنم با آپ خوشگل بیام از خدا میخوام که انشالله این سال 88 برای همه سال خوب و خوش و پر از سلامتی و موفقیت ووو همه آرزوهای خوب باشه.... خبر آمد خبری در راه است سر خوش آن دل که از آن آگاه است شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید دست افشان پایکوبان میروم بر در سلطان خوبان میروم میروم بار دگر مستم کند بی سر و بی پا و بی دستم کند میروم کز خویشتن بیرون شوم در پی لیلا رخی مجنون شوم هر که نشناسد امام خویش را بر که بسپارد زمام خویش را دست ساقی چون سر خم را گشود جز محمد هیچ کس آنجا نبود جام آن آیینه را سیراب کرد وز جمالش خویش را بیتاب کرد موج زلف مصطفی را تاب داد ذوالفقار غیرتش را آب داد در پی احمد علی آمد پدید در کف او بود میزان و حدید بوالعجب بین روح حق را در دو جسم هر دو یک معنی ولی کن در دو اسم در حقیقت هر دو یک آیینه اند یک زبان و یک دل و یک سینه اند یک نظر بر پرده نقاش کن تاب گیسوی قلم را فاش کن آفرین گو پنجه معمار را تا نماید بر تو این اسرار را فاش میگوید به ما لوح و قلم از وجود چهارده بی بیش و کم چهارده گیسوی در هم ریخته چهارده ..... فلک آویخته چهارده ماه فلک پرواز کن چهارده خورشید هستی ساز کن (به امید اینکه این جمعه بیایی...منتظریم) سالها پیش یه همچین شبی ساعت ۹:۳۰ دختر کوچولو پا میذاره تو این دنیا حالا اون دختر 18 سالش شده . . . اگه گفتین اون دختر کوچولوههه کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب معلومه منم دیگههههه برای خودم آرزوهای خوب میکنم ****************************************** ( اضافه شده) سروده ای از رابیندرانات تاگور خدایا، آنان که همه چیز دارند مگر تورا به سخره میگیرند آنان را که هیچ ندارند مگر تو را هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که خدا هنوز از انسان نومید نیست. خدا به انسان میگوید: "شفایت میدهم از این رو که آسیبت میرسانم دوستت دارم از اینرو که مکافاتت میکنم" آنان که فانوسشان را بر پشت میبرند، سایه هاشان پیش پایشان می افتد! ماه روشنی اش را در سراسر آسمان میپراکند و لکه های سیاهش را برای خود نگه میدارد! کاریز خوش دارد خیال کند که رودها تنها برای این هستند که به او آب برسانند! خدا نه برای خورشید و نه برای زمین بلکه برای گلهایی که برایمان میفرستد؛ چشم به راه پاسخ است . --------------------------------------------------------- سلام دوست عزیزی که با اسم سلام برام پیام خصوصی گذاشتین بدون هیچ آدرسی خواستم بگم ممنون---- تشکر بابت حرفای قشنگتون و تبریک تولدم باید بگم چندین بار نوشته تون رو خوندم برداشت من از نوشته های شما نهایتش این بود خدا همه چیز رو با یه هدف خاصی آفریده حتی آفت یه گیاه رو و هدفی که برای انسان داشته رسیدنش به کمال بوده منم سعی میکنم توی زندگی خودمو اونطوری که اون میخواد درست کنم سعی میکنم . . من حتما به الطافی که خدا بهم داشته توجه میکنم و سعی میکنم شکر گذارش باشم هر آدمی توی تنهاییهاش حتما با خدا حرف میزنه گفتین فقط یه بار مثل ادمهای که عاشقن به خدا ومهربونیهاش فکر کن حتما ولی چرا مثل؟ یعنی هرکسی نمیتونه عاشق خدا باشه؟ دوست دارم بیشتر بگید منتظرم
![]()


به امید ظهور آقامون امام زمان (عج)


![]()
![]()

چشماهیم به رویت جمال تو جاروب،حیات دل را خلوت از نام تو کرده ام
صبر را بهانه برای تو درآغوش کشیده ام
چه انتظار غریبی...

تاکه ازشوق نوشتنهایم
نبض بیدارگل سرخ به پرواز آید
وقناری بال دربال هوا بگشاید
مینویسم از عشق
تا افق پربکشد از نفس پنجره ها
مینویسم مهتاب
تاشب ازشوق وصالش به تمنای نگاه اسمان در آید!
مینویسم
مینویسم باتوخواهم ماندتا لحظه پرواز...
خدایا کمکم کن ![]()
تولدت مبااااااااارک وبلاگم![]()
![]()
![]()
![]()



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

(اللهم عجل لولیک الفرج)![]()

تولدم مبارک


![]()
چشم به راه![]()
![]()
| Design By : Night Skin |



